بیش از ۲۰۰۰ ساعت از قطع اینترنت گذشته و در این خلأ طولانی، یک چیز بیش از همه آزاردهنده است؛ اینکه چهره‌هایی که سال‌ها پیش برای محدودتر شدن اینترنت تلاش می‌کردند، حال درباره وصل نشدن آن اظهار نظر می‌کنند. یکی می‌گوید فعلاً قرار نیست اینترنت باز شود و دسترسی همگانی لازم نیست؛ دیگری هشدار می‌دهد فضای مجازی نباید به وضعیت قبل برگردد. افرادی که اظهار نظر درباره اینترنت چندان مرتبط با حیطه وظایفشان به نظر نمی‌رسد.

برای میلیون‌ها نفر، اینترنت ابزار کار است، کلاس است، راه درآمدزایی است، مسیر اصلی ارتباط است و گاهی تنها راه تحمل کردن یک روز فرساینده. اما در روزهایی که مردم دنبال یک نشانه روشن‌ از اتصال اینترنت هستند، هر اظهار نظری درباره بازگشایی یا ادامه محدودیت‌ها تبدیل به خبر می‌شود. در این شرایط باید یادآور شد بعضی صداها، ادامه یک موضع قدیمی‌اند؛ موضعی که سال‌هاست در برابر اینترنت آزاد ایستاده است.

علی یزدی‌خواه را نمی‌شود به‌عنوان صرفا یک نماینده مردم در مجلس دید. نام او با طرح صیانت و رویای اینترنت چینی گره خورده است. او همان کسی است که هر بار حرف از محدودسازی اینترنت در مجلس مطرح شده، نام او نیز در کنار افرادی چون رضا تقی‌پور و نصرالله پژمان‌فر قرار داشته است.

حالا، در میانه بحران ارتباطات ایران، او با قاطعیت اعلام می‌کند که فعلاً تصمیمی برای بازگشایی اینترنت جهانی وجود ندارد و مدعی می‌شود بیش از ۹۰ درصد نیازهای مردم با شبکه ملی اطلاعات برآورده شده است. مصاحبه یزدی‌خواه درباره اینترنت را نباید در یک خلأ اطلاعاتی شنید؛ چراکه می‌تواند مخاطب را نسبت به آینده اینترنت به اشتباه بیندازد. حرف‌های او بیشتر از آنکه تحلیل یک سیاست‌گذار از وضعیت امنیتی موجود باشد، به نظر خط فکر جریانی است که بالاخره فرصت اجرای ایده‌هایش را پیدا کرده است.

روح‌الله مومن‌نسب نیز قطعه دیگری از همین پازل است. کسی که پیش‌تر صراحتاً خواستار مسدودسازی کامل گذرگاه‌های مرزی اطلاعات (Gateway) شده بود، حالا از ضرورت تدوین یک نظام حقوقی جدید حرف می‌زند. او با «وِل» خواندن فضای مجازی تأکید می‌کند نباید به وضعیت قبل برگردد. خب این همان زبان آشنای سیاست محدودسازی است که سال‌هاست کلمه محدودیت را پشت واژه‌هایی مثل ساماندهی پنهان کرده است.

البته که ما مخالف آزادی بیان نیستیم و همه آزادند که نظراتشان را بیان کنند، اما حق حرف زدن به معنای حق فاکتور کردن آرزوهای شخصی به جای تصمیمات کشور نیست. وقتی کسانی که سال‌ها طرفدار محدودسازی بوده‌اند، در دوران شدیدترین محدودیت‌ها به توضیح‌دهندگان آینده اینترنت تبدیل می‌شوند، طبیعی است که باید به مخاطب یادآور شویم که این حرف‌ها را با احتیاط گوش کند و به سابقه گوینده هم توجه داشته باشد.

خوب است که در کنار این اظهارات، سایر حرفها مثل مصاحبه اخیر رئیس کمیسیون فاوای اتاق ایران را نیز بخوانیم. مسعودی در گفتگو با سیتنا گفته است:

«در طول هفته‌های اخیر مذاکراتی با مراجع مختلف داشتیم و در تمام این پیگیری‌ها، غیر از این به ما چیزی نگفتند که در واقع همه مسیرها به سمت وصل شدن اینترنت است. اگر در جایی صحبتی غیر از این (وصل شدن عمومی) مطرح می‌شود، واقعاً باید سوال کرد که چرا چنین مسائلی گفته می‌شود.»

در روزهایی که کشور از کمبود شفافیت رنج می‌برد، خطرناک‌ترین اتفاق بعد از قطع اینترنت، عادت کردن گوش‌ها به صدای قدیمی افراد محدودساز است. هیچ وقت نباید هر حرفی را به‌جای تصمیمات افراد مرتبط و حتی به‌جای آینده‌مان بپذیریم.