«خیلی از ما مدتهای طولانی را در پناهگاهها، راهروها یا سرویسهای بهداشتی گذراندیم تا در امنیت بمانیم.» این جملات نادیا یوزکووا، کارآفرین اوکراینی است که تصویری واقعی از زندگی زیر سایه موشکهای روسیه در کییف را برایمان ترسیم میکند. او در گفتگو با دیجیاتو از موضوعی میگوید که در حال حاضر برای کارآفرین ایرانی شبیه به یک رویاست: «در اوکراین، هم دولت و هم شرکتهای خصوصی میدانستند که ارتباطات تا چه حد حیاتی است. اپراتورهای اینترنت و موبایل بسیار سخت کار کردند تا مردم و کسبوکارها را متصل نگه دارند». همبنیانگذار و مدیرفنی استارتاپ اوکراینی بنربو "BannerBoo" در گفتگو با دیجیاتو تشریح میکند که چطور در طول ۴ سال جنگ، حفظ شریان اینترنت به اولویت ملی کشورش تبدیل شد؛ تجربهای که درست در نقطه مقابل بیش از ۸۰ روز تاریکی مطلق دیجیتال در ایرانِ پس از جنگ قرار دارد.
این مصاحبه قرار بود در روزهای اوج جنگ ایران انجام شود، اما با تأخیر به دستم رسید؛ نه فقط بهخاطر درگیریهای ناشی از جنگ، بلکه چون نادیا در این میان بیمار هم شده بود. حالا پاسخهای او در روزهایی منتشر میشود که ایران وارد آتشبسی شکننده شده، اما اینترنت همچنان پس از ۸۰ روز قطع است و بسیاری از کسبوکارهای دیجیتال هنوز در وضعیت تعلیق به سر میبرند.
روایت اوکراینیها از جنگ، برای اکوسیستم استارتاپی ایران فقط یک تجربه خارجی نیست؛ آینهای است از چیزی که میتوانست متفاوت باشد. مرور این تجربه ثابت میکند که چطور یک ابزار مشترک به نام فناوری، در یک سو به ابزار مقاومت و در سوی دیگر منجر به مرگ یک اکوسیستم میشود.
وقتی کار، پناهگاه روح میشود
نادیا یوزکوا (Nadiia Yuzkova)، همبنیانگذار و مدیرفنی استارتاپ بنربو (BannerBoo) است؛ پلتفرمی مبتنی بر هوش مصنوعی برای اتوماتیک کردن طراحی تبلیغات. او با ۱۵ سال سابقه توسعه محصول و ساخت بیش از ۲۰۰ وبسایت، یک مهندس تمامعیار است که همزمان هشت سال از عمرش را صرف مطالعه روانشناسی و نوروفلسفه کرده تا یاد بگیرد تیمها در شرایط بحرانی چطور فکر و ایستادگی میکنند.

آغاز حمله به کییف برای همه شوکآور و تصمیمگیری شفاف در آن روزها تقریباً ناممکن بود؛ حس عجیبی که اکوسیستم اقتصاد دیجیتال ایران نیز در ساعت ۹:۴۰ صبح شنبه، ۹ اسفند ۱۴۰۴ با آغاز ناگهانی جنگ آن را لمس کرد.
«وقتی جنگ شروع شد، روزهای اول برای همه بسیار شوکآور بود. تصمیمگیری یا حتی فکر کردن بهصورت شفاف دشوار بود». نادیا به دیجیاتو میگوید در ساعات اولیه، مهمترین کارشان فقط این بود که اعضای تیم را پیدا کنند و مطمئن شوند زندهاند:
«مرتب با تیم در تماس بودیم، از وضعیتشان میپرسیدیم و درباره قدم بعدی صحبت میکردیم؛ اینکه بمانند، جابهجا شوند یا به کمک نیاز دارند. بعد از آن، هر کس بر اساس شرایط خودش تصمیمهای شخصی گرفت. یکی از همبنیانگذاران ما با خانوادهاش از کیف به لویو رفت. یکی دیگر از اعضای تیم به غرب اوکراین نزد اقوامش رفت. چند نفر از کارمندان کشور را ترک کردند و برای برخی از آنها فرآیند جابهجایی بیش از دو هفته طول کشید.»

اما تفاوت بزرگ میان ما و آنها از فردای شوک اول آغاز شد. نادیا میگوید در اوکراین، کار کردن بزرگترین پناه روانی تیم بود: «در واقع کار به ما از نظر روحی کمک کرد؛ چیزی بود که ذهنمان را از اخبار مداوم و استرس دور نگه میداشت».
به گفته وی زیرساخت فنی BannerBoo از ابتدا روی سرورهای آلمان قرار داشت و به همین دلیل خود پلتفرم از نظر فنی آسیب مستقیمی ندید.
در ایران اما با قطع اینترنت از همان ساعات ابتدایی جنگ، کارآفرینان و متخصصان نه تنها پناهگاهی برای فرار از استرس جنگ نداشتند، بلکه به دلیل فلج شدن کسبوکارهایشان با موجی از بیکاری و ناامیدی مطلق هم روبهرو شدند.
در روایت نادیا، اینترنت فقط یک سرویس نیست؛ بخشی از استراتژی بقای مردم اوکراین است. او توضیح میدهد که هم دولت و هم شرکتهای خصوصی اوکراین خیلی زود فهمیدند ارتباطات تا چه اندازه حیاتی است:
«در اوکراین، هم دولت و هم شرکتهای خصوصی میدانستند که ارتباطات تا چه حد حیاتی است. اپراتورهای اینترنت و موبایل بسیار سخت کار کردند تا مردم را متصل نگه دارند. تیمهای تعمیر میفرستادند، سیستمهای پشتیبان برق نصب میکردند و تجهیزات را ارتقا میدادند تا پوشش پایدار اینترنت و موبایل حتی در زمان قطعی حفظ شود. اپراتورهای اینترنت هم به مرور زیرساختهایشان را بهبود دادند. سیستمهایشان را ارتقا دادند و راهحلهای پشتیبان برق اضافه نصب کردند که میتوانستند سرویس اینترنت را تا ۴ تا ۸ ساعت بدون برق فعال نگه دارند.»

در ماههای بعد، مردم هم بهمرور خودشان را با شرایط جدید تطبیق دادند؛ پاوربانک، باتری اضافه، ژنراتور، باتری پشتیبان مودم و حتی پنل خورشیدی خریدند. بعضیها به استارلینک روی آوردند. کافهها و فضای کار اشتراکی با ژنراتور، برق و اینترنت فراهم میکردند تا مردم بتوانند کار کنند، دستگاههایشان را شارژ کنند و چند ساعتی در گرما بمانند.
به گفته وی مردم برای چالشهای زندگی روزمره هم آماده شدند. خیلیها آب و غذا ذخیره کردند. از آنجا که بعضی خانهها کاملاً به برق وابسته بودند، مردم اجاقهای گاز پرتابل و کپسول گاز برای پختن غذا خریدند. بعضیها هم پتوهای گرمکنندهای که با پاوربانک کار میکنند خریدند تا در زمان قطعیهای زمستانی گرم بمانند.
حتی عادتهای ایمنی ساده هم مهم شدند. چون خیابانها در زمان قطعی برق اغلب تاریک بودند، خیلیها نوارهای بازتابنده میبستند یا چراغقوه حمل میکردند تا رانندگان بهتر آنها را ببینند و از تصادف جلوگیری شود.
در کل همه به روشهای متفاوتی خودشان را تطبیق دادند، نادیا به دیجیاتو میگوید مردم اوکراین در پیدا کردن راههایی برای ادامه کار و زندگی علیرغم اختلالات مداوم بسیار خلاق و عملگرا شدند.
از رنج تحریمهایی که میبریم
با این حال، جنگ فقط مساله اتصال نبود. برای استارتاپهای اوکراینی، حفظ اعتماد مشتریان و سرمایهگذاران خارجی هم چالش بزرگی بود. اما برخلاف شرکتهای ایرانی که زیر فشار تحریم و انزوا قرار دارند، اکوسیستم اوکراین از همان ابتدا با موجی از حمایت جهانی روبهرو شد.

نادیا میگوید خیلی زود، برنامههای اروپایی، کانادایی و آمریکایی برای حمایت از استارتاپهای اوکراینی شکل گرفتند یا گسترش پیدا کردند: «معمولاً نیازی نبود شتابدهندهها را متقاعد کنیم که با ما کار کنند؛ آنها واقعاً میخواستند به بنیانگذاران اوکراینی کمک کنند.»
البته نگرانی مشتریان درباره تداوم فعالیت همچنان وجود داشت. تیم BannerBoo در پاسخ، تلاش میکرد شفاف باشد؛ توضیح میدادند سرورها در آلمان قرار دارد، بخشی از تیم در مناطق امنتر هستند و برای ادامه فعالیت برنامه دارند. «هیچوقت وانمود نکردیم شرایط آسان است، اما شفاف توضیح میدادیم چطور خودمان را تطبیق دادهایم.»
تلاش برای بقا
کار در شرایط جنگی اصلا چیز عادی نیست. تصاویر منتشرشده از فضای کار اشتراکی LIFT99 در کییف هم بخشی از همین واقعیت است؛ جایی که بعد از حمله موشکی روسیه، پنجرهها شکست، تجهیزات آسیب دید و فضای کاری ویران شد.

یکی از کارآفرینان اوکراینی درباره این حمله نوشته بود: «این شرایطی است که کسبوکارهای اوکراینی برای چهارمین سال متوالی در آن باید کار کنند.»
به عنوان رهبری که روانشناسی بحران را میشناسد، نادیا اولویت اول خود را حفظ تیم و ساختن جزیرههای ثبات قرار داد. پرداخت منظم حقوقها، تماسهای تکبهتک برای ارزیابی وضعیت روحی افراد و تشویق به استراحت یا حتی حمایت از کسانی که مایل به ترک موقت کار بودند، گامهای تاکتیکی او بود:
جلسات تیمی داشتیم نهتنها برای کار، بلکه صرفاً برای صحبت با یکدیگر، به اشتراک گذاشتن افکار و بحث درباره تجربیات شخصی. همچنین جلسات یکبهیک ترتیب میدادیم تا بهصورت فردی حال افراد را بپرسیم، نهتنها درباره کار، بلکه درباره حال عاطفی و شرایط شخصی آنها. گاهی افراد به استراحت نیاز داشتند، پس تشویقشان میکردیم وقتی لازم است مرخصی بگیرند. در برخی موارد افراد احساس میکردند باید کاملاً از نقششان کنار بروند و ما بهجای اینکه تحت فشارشان بگذاریم که بمانند، سعی کردیم حمایتشان کنیم. با توصیهنامه، مشاوره کمکشان کردیم یا صرفاً در تماس ماندیم و حالشان را پرسیدیم، بهخصوص در دوران جابهجایی یا دورههای سخت.

نادیا معتقد است نقش اصلی او به عنوان رهبر این بود که به تیم خود حس امید بدهد، نشان دهد که هنوز پیش میروند و هنوز آیندهای در پیش است: «در عین حال سعی کردیم «جزیرههای کوچکی از ثبات» ایجاد کنیم که بتواند در این زمان متلاطم و نامشخص به نیروهایمان احساس امنیت و اطمینان بیشتری بدهد.»
پیام برای مردم و اکوسیستم استارتاپی ایران
این کارآفرین اوکراینی معتقد است ما به عنوان بزرگسال در زمانهای نامشخص و ناپایدار زندگی میکنیم و به عنوان بنیانگذار، این موضوع بیش از پیش صادق است:
هرگز ثبات یا قطعیت کامل درباره آینده وجود ندارد. افرادی که کارآفرینی را انتخاب میکنند اغلب از قبل، حداقل از نظر ذهنی، آمادهاند با عدمقطعیت و چالشهای مداوم کنار بیایند.

او که در برنامههای بینالمللی با بنیانگذاران ایرانی ارتباط داشته به دیجیاتو میگوید: «از حمایتی که وقتی جنگ شروع شد از ما نشان دادند بسیار سپاسگزارم. از طریق همین ارتباطات درباره ایران، تاریخش و واقعیتی که خیلی از مردم امروز در آن زندگی میکنند بیشتر یاد گرفتم.»
نادیا مردم ایران را خطاب قرار داده و میگوید: «امیدتان را از دست ندهید.»
این کارآفرین اوکراینی همچنین پیام روشنی برای اکوسیستم استارتاپی ایران دارد:
به ساختن چیزی که به آن ایمان دارید ادامه دهید. تسلیم نشوید. خلاق، سازگار و باذهن باز بمانید. دنیای مدرن راههای بسیار متفاوتی برای حل مشکلات و ادامه پیشروی حتی در شرایط سخت در اختیارمان میگذارد. به ساختن استارتاپهایتان ادامه دهید. به رویاپردازی ادامه دهید. رویاها مهم هستند چون به شما انرژی و انگیزه میدهند. اگر بنیانگذاری انرژی و امیدش را از دست بدهد، کل تیم میتواند آن را حس کند.
شاید مهمترین بخش حرفهای نادیا، توصیهای باشد که خطاب به بنیانگذاران ایرانی مطرح میکند؛ توصیهای که بیش از آنکه مدیریتی باشد، درباره سلامت است: «از خودتان هم مراقبت کنید، از سلامت روان، امنیت و قدرت درونیتان. امروز ابزارهای بسیاری وجود دارد که میتواند کمک کند، از جمله هوش مصنوعی، فرصتهای کار ریموت و پشتیبانی روانشناختی آنلاین. از هر چیزی که به شما کمک میکند قوی بمانید و پیش بروید استفاده کنید.»
نادیا مصاحبه را با جملهای تمام میکند که شاید امروز، مهمترین مانیفست برای بنیانگذاران خسته تهرانی باشد:
«اگر میتوانید در داخل کشورتان به ساختن ادامه دهید، این کار را بکنید. اگر مجبورید موقتاً خارج شوید، باز هم کشور خود را از دور حمایت کنید. مهمترین چیز این است که متوقف نشوید.»
به باور او مهمترین چیز این است که متوقف نشوید. با ادامه دادن به پیش رفتن، نهتنها به خودتان، بلکه به تیمتان، خانوادههایتان و آینده کشورتان کمک میکنید.