وقتی زیرساخت دیجیتال از قاب رک، کابل و سرور بیرون می‌آید، معنای آن دیگر فقط فناوری نیست؛ به مسئله‌ای ملی درباره تاب‌آوری، اعتماد عمومی، حکمرانی، انرژی و آینده اقتصاد دیجیتال تبدیل می‌شود. مهدی خدابنده، مدیر ارشد کسب‌وکار زیرساخت دیجیتال فناپ زیرساخت، در این گفت‌وگو از نقطه‌ای سخن می‌گوید که در آن زیرساخت دیجیتال، بویژه در شرایط جنگی و عدم اطمینان، از ابزاری برای توسعه به زیرساختی حیاتی برای تداوم زندگی روزمره، خدمات مالی، ارتباطات، انرژی، حمل‌ونقل و اعتماد اجتماعی بدل می‌شود؛ زیرساختی که آینده آن بیش از هر چیز به کیفیت تصمیم‌گیری، نقش‌آفرینی بخش خصوصی، پایداری انرژی و بازتعریف نگاه حکمرانی گره خورده است.

مهدی خدابنده در گفتگو با دیجیاتو تأکید می‌کند که نگاه سنتی به زیرساخت دیجیتال دیگر پاسخ‌گوی شرایط امروز نیست. به گفته او زیرساخت دیجیتال را نمی‌توان فقط به رک، کابل، سرور، اتصال و مرکز داده محدود کرد؛ هرچند این اجزا همچنان بخش مهم و بنیادین آن هستند.

او توضیح می‌دهد که زیرساخت دیجیتال امروز مفهومی گسترده‌تر دارد و لایه‌هایی مانند رایانش ابری، هوش مصنوعی، پلتفرم‌ها، امنیت، تاب‌آوری، تبادل‌پذیری داده، شبکه‌های ارتباطی و حتی حکمرانی را نیز دربر می‌گیرد. از نگاه خدابنده، حکمرانی یکی از عناصر تعیین‌کننده در مسیر توسعه یا فرسایش زیرساخت دیجیتال است؛ زیرا سیاست‌گذاری مشخص می‌کند این زیرساخت در نهایت در خدمت چه نوع اقتصادی قرار می‌گیرد.

زیرساخت دیجیتال در بحران از توسعه به بقا می‌رسد

خدابنده معتقد است در شرایط جنگ، بحران یا نااطمینانی، تعریف زیرساخت دیجیتال تغییر می‌کند. در چنین شرایطی، موضوع اصلی دیگر فقط افزایش ظرفیت یا توسعه سرویس‌های جدید نیست، بلکه حفظ پایداری و امکان ادامه خدمت‌رسانی اهمیت پیدا می‌کند.

او در این‌باره می‌گوید:

در شرایط جنگی، نااطمینانی و بحران، مفهوم زیرساخت دیجیتال از تعریف کلاسیک خود فاصله می‌گیرد و به تاب‌آوری دیجیتال نزدیک می‌شود. در چنین شرایطی، مسئله اصلی دیگر صرفاً توسعه یا افزایش ظرفیت نیست؛ بلکه بقا، پایداری و حفظ سرویس‌های حیاتی مطرح است.

به گفته خدابنده، پرسش اصلی در چنین موقعیتی این است که اگر بخشی از زیرساخت بر اثر حمله سایبری، آسیب فیزیکی یا اختلال عملیاتی از کار بیفتد، آیا کشور همچنان توان حفظ سرویس‌های حیاتی را دارد یا نه. او حوزه‌هایی مانند انرژی، حمل‌ونقل، سلامت، ارتباطات و خدمات عمومی را از جمله بخش‌هایی می‌داند که پایداری آنها در شرایط بحران اهمیت حیاتی دارد.

او اضافه می‌کند که بسیاری از نیازهای روزمره مردم به شکل مستقیم به زیرساخت دیجیتال وابسته شده‌اند و نمونه‌هایی مانند سامانه کارت سوخت، کالابرگ و خدمات بانکی نشان می‌دهد که زیرساخت دیجیتال عملاً به زیرساخت حیاتی کشور تبدیل شده است.

اعتماد عمومی به دسترس‌پذیری زیرساخت گره خورده است

در اقتصاد دیجیتال، اعتماد فقط به برندها، پلتفرم‌ها یا خدمات نرم‌افزاری محدود نمی‌شود. بخش مهمی از اعتماد عمومی به این بستگی دارد که مردم تا چه اندازه بتوانند روی دسترس‌پذیری و پایداری زیرساخت حساب کنند.

خدابنده می‌گوید زیرساخت دیجیتال به‌تنهایی معادل اعتماد نیست، اما یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های اعتمادساز است. به گفته او، دسترس‌پذیری، شفافیت، پایداری، امنیت و پیش‌بینی‌پذیری از عناصری هستند که در صورت حفظ و تقویت، می‌توانند اعتماد عمومی به خدمات دیجیتال را افزایش دهند.

او توضیح می‌دهد:

در شرایط بحران، مردم انتظار دارند خدماتی که در شرایط عادی در دسترس بوده، همچنان با حد قابل قبولی از پایداری و کیفیت ادامه پیدا کند. وقتی دسترسی‌ها محدود می‌شود یا کیفیت خدمات تغییر می‌کند، اعتماد عمومی نیز آسیب می‌بیند.

از نگاه خدابنده، تجربه شهروندان در مواجهه با اختلال، محدودیت یا افت کیفیت خدمات دیجیتال، یکی از مهم‌ترین شاخص‌های اعتماد است. او می‌گوید مردم بر اساس همین تجربه‌ها رفتار خود را تغییر می‌دهند و حتی نگاهشان به آینده اقتصاد دیجیتال نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

مدل سرمایه‌گذاری فعلی برای نوسازی زیرساخت کافی نیست

این کنشگر حوزه زیرساخت دیجیتال در ارزیابی وضعیت سرمایه‌گذاری در زیرساخت دیجیتال کشور، معتقد است مدل کنونی سرمایه‌گذاری حتی پیش از شرایط بحران نیز امکان نوسازی مستمر و هدفمند تجهیزات را فراهم نمی‌کرده است. او می‌گوید:

ما پیش از جنگ هم بیشتر درگیر حفظ دارایی‌های موجود بودیم؛ دارایی‌هایی که بسیاری از آنها در مسیر فرسایش قرار دارند. تحریم، شرایط سیاسی، عدم قطعیت، ضعف سیاست‌گذاری و مدل حکمرانی، همگی در شکل‌گیری این وضعیت نقش داشته‌اند.

به گفته خدابنده، در شرایط بحران، سرمایه‌گذاری توسعه‌ای دشوارتر می‌شود و اولویت از توسعه بلندمدت به حفظ دارایی‌های موجود و پایداری سرویس‌ها تغییر می‌کند. او همچنین معتقد است وزن بالای دولت، نهادهای عمومی و تقاضای حاکمیتی در حوزه‌هایی مانند مراکز داده، باعث شده بخش خصوصی کمتر مجال سرمایه‌گذاری مؤثر و رقابت سالم پیدا کند.

خدابنده راه‌حل این وضعیت را در تغییر نگاه حکمرانی می‌داند. او می‌گوید باید پذیرفت که اقتصاد امروز به شکل عمیقی با زیرساخت دیجیتال درهم‌تنیده است و اگر اهمیت این زیرساخت به رسمیت شناخته نشود، بسیاری از خدمات روزمره کشور با عقب‌گرد مواجه می‌شوند.

او تأکید می‌کند: «حاکمیت باید بخش خصوصی را بخشی از ظرفیت ملی بداند، نه رقیب یا عامل تهدید. لازم است از توسعه‌های جزیره‌ای و تک‌روی‌های دولتی در حوزه‌هایی مانند مراکز داده پرهیز شود و میدان بیشتری برای سرمایه‌گذاری بخش خصوصی فراهم آید.»

استقلال زیرساخت فقط به تجهیزات مربوط نیست

خدابنده در بخش دیگری از گفتگو به وابستگی‌های زیرساخت دیجیتال ایران اشاره می‌کند. او می‌گوید استقلال در این حوزه فقط به تولید تجهیزات یا تأمین سخت‌افزار محدود نیست، بلکه شامل فناوری، دانش عملیاتی، پلتفرم‌ها، نگهداری، قطعات یدکی، لایسنس‌ها و زنجیره تأمین نیز می‌شود.

به گفته او، ایران در برخی بخش‌های فیزیکی زیرساخت پیشرفت‌هایی داشته، اما در تجهیزات پیشرفته و سطح بالا همچنان وابستگی جدی به خارج از کشور وجود دارد. او همچنین وابستگی به پلتفرم‌ها و خدمات بین‌المللی را یکی از چالش‌های مهم می‌داند و می‌گوید تجربه بحران نشان داده دسترسی به برخی سرویس‌های جهانی تا چه اندازه در زندگی روزمره و فعالیت اقتصادی اهمیت دارد.

با این حال، خدابنده فقط بر عوامل بیرونی تمرکز نمی‌کند. او معتقد است برخی تصمیم‌های داخلی نیز می‌توانند فشار بر اقتصاد دیجیتال و زیرساخت دیجیتال را افزایش دهند. به گفته او، تصمیم‌گیری کند، سیاست‌گذاری نادرست یا محدودیت‌های غیرضروری می‌تواند مسیر تنفسی اقتصاد دیجیتال را تنگ‌تر کند.

او تأکید می‌کند: «استقلال زیرساخت دیجیتال فقط به تجهیزات و فناوری مربوط نیست. تصمیم‌گیری به‌موقع، سیاست‌گذاری درست و پرهیز از ایجاد محدودیت‌های غیرضروری نیز بخشی از همین استقلال است.»

اولویت امروز زیرساخت دیجیتال باید تاب‌آوری باشد

خدابنده در پاسخ به این پرسش که ایران باید به سوی حداکثرسازی ظرفیت برود یا حداکثرسازی تاب‌آوری، روی گزینه تاب‌آوری تاکید می‌کند و می‌گوید:

اقتصاد دیجیتال، زیست‌بوم فناوری اطلاعات و زیرساخت دیجیتال کشور در سال‌های اخیر آسیب‌های جدی دیده‌اند و این آسیب فقط به تجهیزات محدود نیست. منابع انسانی، شرکت‌های دانش‌بنیان، بنگاه‌های فناوری، اپراتورهای دسترسی به اینترنت و بهره‌برداران خدمات دیجیتال نیز تحت فشار قرار گرفته‌اند.

به باور خدابنده، در چنین شرایطی اولویت باید حفظ زیست‌بوم، ادامه حیات سرویس‌ها و جلوگیری از آسیب بیشتر باشد. او می‌گوید اگر هم قرار است ظرفیت‌سازی انجام شود، باید زیر تاب‌آوری تعریف شود؛ یعنی هر توسعه‌ای باید به پایداری بیشتر، استمرار سرویس و حفظ کارکردهای حیاتی کمک کند.

او همچنین تأکید می‌کند که این مسئولیت فقط بر دوش بخش خصوصی نیست و دولت و حاکمیت باید در تأمین منابع مالی، اصلاح قوانین، کاهش محدودیت‌های غیرضروری و فراهم‌کردن امکان ادامه فعالیت زیست‌بوم نقش فعال داشته باشند.

حکمرانی، ریشه گلوگاه‌های زیرساخت دیجیتال است

از نگاه مدیر ارشد کسب‌وکار زیرساخت دیجیتال فناپ زیرساخت، مهم‌ترین نقطه ضعف زیرساخت دیجیتال ایران را نمی‌توان فقط در انرژی، معماری شبکه یا تمرکز جغرافیایی خلاصه کرد. او معتقد است مدل حکمرانی عامل شکل‌دهنده به بسیاری از این گلوگاه‌هاست. خدابنده می‌گوید: «مدل حکمرانی مهم‌ترین عامل شکل‌دهنده به سایر گلوگاه‌هاست؛ از انرژی و تمرکز جغرافیایی گرفته تا معماری شبکه و سرمایه‌گذاری.»

او البته با این گزاره که زیرساخت دیجیتال ایران شکست خورده باشد، موافق نیست و تأکید می‌کند که این زیرساخت در شرایط سخت دوام آورده است. با این حال، به باور او، بسیاری از مسائل فعلی از تمرکز ظرفیت مراکز داده در تهران و مرکز کشور گرفته تا کندی توسعه فیبر نوری و چالش‌های اتصال، به سیاست‌گذاری بازمی‌گردد.

خدابنده «کانکتیویتی» را اساس زیرساخت دیجیتال می‌داند؛ یعنی دسترسی باکیفیت، پایدار، ایمن، دائمی و پیش‌بینی‌پذیر مردم به شبکه. او معتقد است توسعه نسل‌های جدید ارتباطی مانند 5G بدون پشتوانه مناسب فیبر نوری و شبکه پشتیبان، به نتیجه مطلوب نمی‌رسد.

انرژی قابل اتکا، گلوگاه جدی آینده است

خدابنده در بخش پایانی گفتگو، انرژی را یکی از مهم‌ترین محدودیت‌های آینده زیرساخت دیجیتال ایران می‌داند. به گفته او، انرژی قابل اتکا در کنار تحریم، سرمایه‌گذاری، حکمرانی و دسترسی به فناوری، از گلوگاه‌های اصلی آینده این حوزه است.

او می‌گوید حتی اگر بسیاری از مسائل سیاست‌گذاری، ارتباطات بین‌المللی و تأمین مالی حل شود، مسئله انرژی احتمالاً تا سال‌ها پابرجا خواهد ماند. این موضوع با رشد هوش مصنوعی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا زیرساخت‌های مرتبط با پردازش‌های سنگین و هوش مصنوعی نیازمند برق پایدار و پرظرفیت هستند.

خدابنده توضیح می‌دهد که در مراکز داده کلاسیک، مصرف هر رک ممکن بود حدود پنج تا هفت کیلووات باشد، اما رک‌های مرتبط با هوش مصنوعی و پردازش‌های شتاب‌یافته به محدوده‌های ۳۰ تا ۴۰ کیلووات و حتی بالاتر می‌رسند.

او می‌گوید: «مرکز داده بدون برق پایدار، حتی اگر همه امکانات فنی و ساختمانی را داشته باشد، عملاً فقط یک ساختمان گران‌قیمت است.»

به باور خدابنده، هوش مصنوعی دیگر یک نیاز لوکس یا حاشیه‌ای نیست و برای آینده کشور، جایگاه منطقه‌ای و توان رقابت اهمیت حیاتی دارد. اما بدون برق پایدار، زیرساخت دیجیتال حتی با وجود تجهیزات، پردازنده‌های پیشرفته و نیروی انسانی متخصص نیز نمی‌تواند نقش واقعی خود را ایفا کند.