نیویورک تایمز در گزارشی مفصل نگاهی تازه به هویت «ساتوشی ناکاموتو»، خالق ناشناس بیت‌کوین، انداخته است. در ۱۷ سال گذشته نمی‌دانستیم که او واقعاً چه کسی بوده، اما حالا این گزارش سرنخ‌ها را به «آدام بک» (Adam Back)، متخصص کامپیوتر ۵۵ ساله وصل می‌کند.

بررسی‌های نیویورک تایمز خبرنگار این رسانه را به آدام بک می‌رساند. البته هویت او هنوز قابل تأیید نیست، اما از بک به‌عنوان یکی از نامزدهای محتمل نام برده شده که سابقه‌اش به‌طرزی غیرعادی با خالق بیت‌کوین همخوانی دارد.

یکی از مهم‌ترین بخش‌های این گزارش به خلق Hashcash توسط آدام بک در سال ۱۹۹۷ اشاره دارد که کانسپت اثبات کار را به‌عنوان مکانیزم تحمیل هزینه رایانشی بر اقدامات دیجیتال معرفی کرد. این سیستم که در ابتدا هدف مقابله با اسپم‌های ایمیلی را دنبال می‌کرد، بعداً به یکی از اصلی‌ترین بخش‌های مدل بیت‌کوین تبدیل شد.

گزارش نیویورک تایمز می‌گوید افراد بسیار کمی در اواخر دهه ۱۹۹۰ از تخصص کافی برای ساخت بیت‌کوین برخوردار بودند. این کار نیازمند دانش عمیق در حوزه رمزنگاری، فهم شبکه‌های همتابه‌همتا و توانایی طراحی سیستمی از مشوق‌ها بود که بدون کنترل مرکزی بتواند مشارکت‌کنندگان را با یکدیگر همسو کند.

آدام بک کسی است که نه‌تنها چنین مهارت‌هایی داشته، بلکه سال‌ها فعالانه در زمینه رفع مشکلات مشابه فعالیت کرده است. مشارکت در تحقیقات حوزه رمزنگاری و مباحثات مربوط به پول دیجیتال، او را در گروه کوچکی از افراد قرار می‌دهد که در این حوزه‌ها تخصص داشتند.

این مقاله همچنین بک را عضوی از جنبش سایفرپانک می‌داند، شبکه‌ای از توسعه‌دهندگان و متفکران که به حریم خصوصی، رمزنگاری و سیستم‌های غیرمتمرکز به‌عنوان ابزاری برای آزادی فردی باور داشتند. این گروه از افراد بسیاری از زیربنای فکری بیت‌کوین را بنا کردند.

کانسپت‌هایی همچون B-Money و Bit Gold به‌عنوان نسخه‌های اولیه ایده پول غیرمتمرکز مطرح شدند اما پیش از پیاده‌سازی شکست خوردند. بیت‌کوین اولین سیستمی بود که توانست با موفقیت این مفاهیم را درون یک شبکه کارآمد پیاده‌سازی کند.

یکی از جالب‌ترین نکاتی که در ایمیل سال ۲۰۰۸ ساتوشی به بک دیده می‌شود، ارجاع به Hashcash است. خالق بیت‌کوین در این ایمیل از بک سؤالی می‌پرسد و این مسئله نشان می‌دهد که بک در این زمینه صاحب‌نظر بوده است. البته خود این تعامل می‌تواند مدرکی باشد که نشان دهد ساتوشی و بک دو آدم متفاوت بوده‌اند. اما از سوی دیگر، این گفتگو ممکن است تلاشی عامدانه از سوی ساتوشی برای فریب افکار عمومی و عدم جلب توجه‌ها به بک بوده باشد.

تحلیل خط زمانی هم لایه دیگری است که از این نظریه حمایت می‌کند. ساتوشی بین سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۰ فعال بود و در سال ۲۰۱۱ ناپدید شد. گزارش نیویورک تایمز این بازه زمانی را مشابه بازه فعالیت عمومی بک و توسعه پروژه‌های حرفه‌ای او می‌داند.

تحلیل‌های زبانی هم از وجود شباهت‌هایی میان لحن و سبک نوشتاری ساتوشی و بک حکایت دارد. ساتوشی بارها از اصطلاحات بریتانیایی استفاده کرده بود که این مسئله با وضعیت بک سازگار است.

نکته بعدی ثروت عظیم ساتوشی شامل ۱.۱ میلیون بیت‌کوین است که از زمان ناپدیدشدن او تقریباً دست‌نخورده باقی مانده است. این مسئله را می‌توان به‌عنوان مدرکی برای نظم و پایبندی شدید به اصول فکری، سرمایه اجرایی کافی یا انتخابی عامدانه برای اجتناب از اثرگذاری بر بازار دانست.

نقش فعلی آدام بک به‌عنوان مدیرعامل Blockstream هم این نظریه را تقویت می‌کند، چراکه او همچنان به‌شدت در توسعه بیت‌کوین و زیرساخت آن دخیل است.

با وجود تمام این استدلال‌ها، مقاله نیویورک تایمز تأکید دارد که آدام بک بارها اعلام کرده که ساتوشی ناکاموتو نیست. این تکذیب‌ها همواره تکرار شده‌اند و مدرکی ناقض آن‌ها وجود ندارد. آدام بک در جدیدترین اظهارنظر خود امروز دراین‌باره گفت: «من ساتوشی نیستم، اما یکی از اولین کسانی بودم که روی اثرات اجتماعیِ مثبت رمزنگاری، حریم خصوصی آنلاین و پول الکترونیکی متمرکز شدم. علاقه من از حدود سال ۱۹۹۲ به بعد به مطالعات کاربردی پیرامون پول الکترونیکی و حریم خصوصی در جمع سایفرپانک‌ها منجر به Hashcash و دیگر ایده‌ها شد.»

این گزارش نام بک را در کنار کاندیداهای مهم دیگری همچون «هل فینی» و «نیک سزابو» قرار می‌دهد. آن‌ها هم دارای سابقه فنی مشابه هستند و در تحقیقات اولیه پیرامون ارزهای دیجیتال ایفای نقش کرده بودند.

یکی از مشکلات اصلی در اثبات این نظریه، فقدان یک مدرک مربوط به سیستم‌های رمزنگاری است. تنها روشی که بتواند هویت ساتوشی را تأیید کند استفاده از امضای دیجیتال با کلیدهای خصوصی اصلی یا دسترسی به کیف‌پول‌های اولیه بیت‌کوین است. در نتیجه، همه نظریه‌ها در حد گمانه‌زنی باقی می‌مانند.

انتخاب ساتوشی ناکاموتو برای عدم افشای هویت خود احتمالاً دلایل بسیاری دارد. ایجاد نوسانات در بازار، جلب توجه رگولاتورها، و چالش‌هایی که در روایت داستان بیت‌کوین به‌عنوان یک سیستم غیرمتمرکز و بدون رهبر به وجود می‌آید، ازجمله این دلایل محسوب می‌شود.

ازاین‌رو، برخی باور دارند که ساتوشی به‌صورت عمدی لایه‌های مختلفی از ابهام و فریب را در رفتار، گفتار و فعالیت‌های خود ایجاد کرده است تا نتوان به‌راحتی به هویت واقعی او پی برد.

گزارش نیویورک تایمز در ارزیابی نهایی خود آدام بک را به‌عنوان کسی معرفی می‌کند که خصوصیاتش شباهت‌های زیادی به بسیاری از جنبه‌های شخصیت ساتوشی دارد. اما این مقاله همچنان ادعای قاطعانه‌ای در این زمینه ارائه نمی‌کند و تأکید دارد که معمای هویت ساتوشی ناکاموتو همچنان حل‌نشده باقی می‌ماند.