کمتر از ۱۲ ساعت به ضربالاجل تهدیدآمیز ترامپ برای هدف قرار دادن زیرساختهای برق کشورمان باقی مانده است. در چهره آدمها در خیابان، در مترو و در لابهلای پیامهای شبکههای اجتماعی، دلهرهای عمیق موج میزند. ترس از تاریکی، ترس از قطع شدن ارتباطات و ترس از ناشناختهها.
یکی از کاربرانمان برایمان نوشته: «سلام دیجیاتو روزت بخیر، یه درخواستی داشتم نمیدونم چقدر میسر هست یا نه، حقیقتش خیلی استرس و نگران امروز و امشب هستم، میخواستم آیا میتونید یک تحلیل بزارید یا یه چیزی که بدونیم قراره دقیقا منتظر چی باشیم، سناریو ها رو بررسی کنید تحلیل کنید نمیدونم»

همه حق داریم نگران باشیم؛ چراکه آمریکا و اسرائیل در جریان این جنگ نشان دادهاند که هیچ خط قرمزی ندارند. مدرسهای را هدف حمله قرار میدهند و نمیپذیرند، دانشگاهها را نابود میکنند، به خطوط راهآهن و پلها آسیب میزنند و جنایت میکنند. اما انسان، موجود تطبیقپذیری است و شاید ما ایرانیها بیشتر از مردمان سایر کشورها آن را بلد باشیم؛ چراکه هیچ وقت سر بزنگاهها، آن معجزهای که منتظرش بودیم، نصیبمان نشد.
اما زندگی حتی در دل تاریکی مطلق، هرگز متوقف نمیشود. گواه این حرفم تجربه مردم اوکراین پس از حمله روسیه به شبکههای برق این کشور است که در ادامه آن را مرور میکنیم. البته یک تفاوت بزرگ با آنها داریم، عدم دسترسی به اینترنت که فردا وارد چهلمین روز میشود.
گذر از شوک اول
حملات روسیه به زیرساختهای انرژی اوکراین، باعث قطعیهای گسترده برق در سراسر این کشور شد و صدها هزار نفر را در دماهایی تا منفی ۱۹ درجه، بدون برق، گرمایش و آب گرم رها کرده بود.
بر اساس گزارش میدانی و مصاحبههای منتشر شده در شبکه خبری TVP World، یکی از شهروندان شهر خارکیف، دومین شهر بزرگ اوکراین، درباره تجربه عبور از خاموشیهای گسترده گفته بود:
«اولین قطعیهای برق در سال ۲۰۲۲ واقعاً ترسناک بود و به نظر میرسید زندگی در شهر منجمد و متوقف شده است. اما امروز وضعیت کاملاً متفاوت است. به محض اینکه برق میرود، صدای وزوز موتورها در کل شهر میپیچد. تقریباً تمام کافهها، فروشگاهها، داروخانهها و نهادهای عمومی به ژنراتور مجهز شدهاند. زندگی متوقف نمیشود، فقط به یک حالت دیگر تغییر فاز میدهد؛ به «حالت ژنراتور».»

والنیتنا 67 ساله نیز گفته بود: «خب، دقیقاً در رفاه زندگی نمیکنیم، اما به نوعی سازگار شدهایم. حداقل نه گرسنهایم نه کثیف، و راستش مثل سنگ میخوابیم.»
ابتکارات ساده برای جریان زندگی
سازمان بینالمللی «نجات کودکان» در یکی از گزارشهای رسمی خود از وضعیت اوکراین، به ابتکارات جالب مردم برای حفظ زندگی روزمره اشاره کرده بود. البته این ابتکارات در شرایط فعلی که به سمت روزهای گرم سال حرکت میکنیم، برای ما کاربردی نیست؛ فقط نشان میدهد که میتوان مشکلات را به شکلی حل کرد.
در این گزارش آمده که خانوادهها در آپارتمانهایی که به دلیل قطعی برق از گرمایش محروم شده بودند، در اتاق خوابهای خود، چادر مسافرتی برپا میکردند تا با حبس کردن گرمای بدن، فضای کوچکی را گرم نگه دارند.

همچنین در زمان از کار افتادن یخچالها، بالکن خانهها به یخچالهای موقت تبدیل شد تا از خراب شدن مواد غذایی جلوگیری شود. پخت و پز با اجاقهای کوچک مسافرتی و حتی گرم کردن آجر روی گاز برای انتقال تدریجی گرما به محیط خانه، از دیگر راهکارهایی بود که مردم برای عبور از این بحران به کار بستند.
همبستگی و تولد دوباره محلهها در تاریکی
یکی از نقاط روشن تاریکیهای اوکراین که هیئت ناظران حقوق بشر سازمان ملل و خبرنگاران به آن پرداختهاند، زنده شدن روحیه همبستگی میان همسایهها بود. در روزهای عادی، شاید ما نام همسایه دیوار به دیوارمان را هم ندانیم، اما بحران، آدمها را به هم پیوند میدهد.
یکی از شهروندان اهل کییف، پایتخت اوکراین، در روایت خود برای خبرنگاران گفته بود: «در اوکراین، سختیها مردم را دور هم جمع کرد. در ساختمان ما، همسایهها برای گرم کردن غذا، پخت و پز روی اجاقهای گازی یا شارژ کردن دستگاهها در کافه کوچک طبقه پایین، به یکدیگر پیشنهاد کمک میدهند. در این مراقبت جمعی، گرمای خاصی وجود دارد و یک اطمینان خاموش که ما با هم از این شرایط عبور خواهیم کرد.»

مردم اوکراین یاد گرفته بودند به جای انزوا و ترس در آپارتمانهای تاریک، منابع انرژی خود مانند پاوربانکهای بزرگ را به اشتراک بگذارند یا در چادرهای گرمایشی که در سطح شهرها برپا شده بود، دور هم جمع شوند و علاوه بر شارژ کردن گوشیها، به یکدیگر امید دهند.
ما از تاریکی بزرگتریم
دلهره این ساعات ما در ایران، کاملاً معتبر و قابل درک است. تهدید به نابودی زیرساختها، دقیقاً با هدف فلج کردن روان جامعه و ایجاد همین وحشت انجام میشود. اما همانطور که مستندات و تجربیات میدانی از کشوری جنگزده مانند اوکراین نشان میدهد، تاریکی و قطع ارتباطات، نقطه پایان زندگی نیست. ما ایرانیها، با تاریخچهای طولانی از زیستن در شرایط سخت و تحریم، استاد بلامنازع پیدا کردن راههای جایگزین هستیم.
با چند چراغقوه، یک اجاق مسافرتی، ذخیره آب و مهمتر از همه، با تکیه بر همبستگی و هوای یکدیگر را داشتن، این شبهای پرالتهاب نیز میگذرند. هرگز فراموش نکنید که انسان و ارادهاش برای بقا، از هر موشک و تهدیدی سرسختتر است.