ماجرا از یک کامنت شروع شد. یکی از مخاطبان نابینای دیجیاتو در بخش نظرات برای ما و سایر کاربران توضیح داده بود که قطع اینترنت، او و افراد نابینای دیگر را دچار چه مشکلاتی کرده است. برای همین تصمیم گرفتیم با او ارتباط برقرار کنیم تا روایتهای بیشتری از احوالات این روزهای نابینایان برایمان تعریف کند. برای این کار میتوانستیم به آدرس ایمیلی که با آن در سایت ثبت نام کرده بود پیام بدهیم اما حدس زدیم به دلیل قطع اینترنت به ایمیل دسترسی نداشته باشد. در نهایت چارهای جز این نداشتیم که آیدی پیامرسان «بله» او را حدس بزنیم. خوشبختانه حدسمان درست از آب درآمد و «فاضل قاسمی»، خواننده نابینای دیجیاتو، برایمان از روزهایی گفت که در سایه قطع اینترنت، زندگی برای افراد نابینا دشوارتر از همیشه شده است.
فاضل که دانشجوی رشته روانشناسی و هنرجوی موسیقی است میگوید تکنولوژی باعث شده بود از دشواریهای زندگی نابینایان کاسته شود اما قطع اینترنت، بار دیگر اوضاع را به شرایط پیش از آن برد:
از جایی به بعد احساس کرده بودیم دوران سخت و تلخ نابینایی تمام شده است. تکنولوژی هرچند سخت و با دردسر، باعث شده بود بسیاری از کارهایمان آسان شود فکر میکردیم میتوانیم به سمتی برویم که حداقل کمی شبیه بقیه افراد جامعه شویم. متاسفانه بعد از قطعیهای اینترنت، امیدهای ما ناامید شد.
قطع اینترنت استقلال را از ما میگیرد
او درباره مشکلاتی که قطع اینترنت برای یک خرید ساده اینترنتی ایجاد کرده است میگوید:
قطع اینترنت استقلال نابینایان را میگیرد. حتی برای حل کردن یک کد کپچا دچار مشکل شدهایم. کدهای کپچا در اغلب سایتهای ایرانی نه گزینه صوتی دارند و نه حالت دیگری که بشود کد را حل کرد. یک سری از بانکها این قسمت را صوتی کردهاند اما خیلی از بانکها چنین چیزی ندارند. مثلا اگر بخواهید از دیجیکالا یا سرویسهای اسنپ خرید کنید باید حتما کسی را پیدا کنید تا کد امنیتی را برای شما بخواند. من دوستانی دارم که تنها زندگی میکنند و در چنین شرایطی مجبور میشوند به دوستان کمبینای خود زنگ بزنند تا کد امنیتی را برایشان بخوانند. این شرایط وحشتناک است. در زمانی که اینترنت وصل بود ما یک اکانت «آنتی کپچا» میخریدیم که کد را به راحتی حل میکرد یا اینکه عکس را به لنز گوگل میدادیم و عدد را دریافت میکردیم.
قطع اینترنت و دسترسی نداشتن به مسیریابهای مخصوص نابینایان باعث شده حتی ترددهای ساده در خیابان هم برای این افراد دشوار شود. فاضل به دیجیاتو میگوید:
مسئله بعدی این است که برخی از دوستان ما به تنهایی در خیابانها تردد میکنند. یک سری از آنها از مسیریابهای خاصی که برای ما طراحی شده مانند داتواکر استفاده میکنند. اینها در حالت عادی هم به علت مشکل اینترنت و اختلال GPS به راحتی قابل استفاده نبودند اما به هر حال باریکه امیدی بود که اکنون از دسترس خارج شده است.
شغلهای نابینایان از دست رفته است
آنطور که او میگوید شغلهای بسیاری از افراد نابینا تا حد زیادی به اینترنت وابسته بود اما حالا دیگر خبری از کار نیست:
دولت بیمهری میکند و بعضا ظلم روا میدارد و بر خلاف کشورهای دیگر حمایت مالی هم نمیکند. در این شرایط دوستان ما که اکثر افراد باسوادی هستند مجبور هستند کار کنند. اینترنت یک بستری برای کار کردن دوستان نابینا شده بودند. بسیاری از افراد برنامهنویسی میکردند، آنلاینشاپ داشتند، تدوین صدا انجام میدهند و به کارهای فریلنسری مختلف مشغول بودند. امروز این راه بسته شده و درآمد دوستان ما از بین رفته است.
او ادامه میدهد:
قشر نابینا مانند اقشار دیگر نیستند که اگر کارش را از دست بدهد بتواند به شغلهای زیاد دیگر بپردازد. تنها باریکه راه درآمدی دوستان ما از بین رفته و باعث مشکلات اقتصادی ما شده است.
از زمان قطع اینترنت حتی یک صفحه کتاب نخواندهام
تا پیش از قطع اینترنت، ابزارهای OCR که متن را با صدا برای نابینایان میخوانند، برای کتاب خواندن به افراد نابینا کمک میکرد اما امروز مطالعه غیر ممکن شده است. فاضل قاسمی میگوید:
در گذشتههای بسیار دور دیگران کتابهایمان را برایمان میخواندند و فایل صوتیاش را گوش میدادیم. اما بعد از آن، کتابها را اسکن میکردیم و میدادیم به نرمافزارهای OCR و تبدیل میکردند تا ما بخوانیم که البته فرایند سختی در زبان فارسی بود اما هوش مصنوعی تقریبا داشت این مشکل را حل میکرد. کمکم داشتیم نفس راحتی میکشیدیم که میتوانیم هر کتابی را میخواهیم بخریم و اسکن کنیم و بخوانیم. برای من که هم دانشجو هستم و هم به پژوهش علاقه دارم عذابی است. به طور مستقل یک ورق کتاب هم نمیتوانم بخوابم و این یک فاجعه بزرگ است.
کتابهای نابینایان به خط بریل بسیار گران است. مثلا برای یک دیوان حافظ باید ۶ الی ۷ میلیون تومان هزینه کنند. فاضل میگوید:
مسئله دیگر مطالعات آزاد است. مثلا گنجور یک سایت داخلی است ولی سرورهایش خارج از کشور است که برای کاربران از دسترس خارج است. در ایران شما نمیتوانید همه این کتابها را به صورت بریل تهیه کنید. چون کتابهای بریل، هم حجم زیادی اشغال میکنند و هم هزینه گزافی دارند که دولت برای آن کمکی نمیکند. بخواهید یک کتاب حافظ بریل بخرید باید ۶-۷ میلیون هزینه کنید.
دانشجویان نابینا روزهای دشواری را طی میکنند
فاضل که دانشجوی روانشناسی است از درسهایش عقب مانده و نمیداند چطور قرار است روزهای از دسترفته ترم را جبران کند. این مشکلات در جریان قطع اینترنت دیماه نیز برای او و دیگر دانشجوهای نابینا پیش آمده بود:
دفعه پیش که اینترنت قطع شد و امتحانات آنلاین شد، چالش بزرگ ما همین بود. نه میتوانستیم سوالها را بخوانیم و نه میتوانستیم پاسخها را بنویسیم. آن امتحانات بسیار برای ما سخت گذشت و کسی هم مشکل را پیگیری نکرد. اگر اینترنت بود، کار بسیار ساده بود. پیدیاف را به نرمافزاری میدادیم و سوال را میخواند و جواب میدادیم. اگر بخواهند این بار هم امتحانات را آنلاین برگزار کنند فاجعهای برای ما تکرار میشود. اگر حضوری هم برگزار کنند فاجعه است چون عملاً در این ترم نتوانستیم درس بخوانیم.
او میگوید سرویسهای هوش مصنوعی داخلی در این شرایط پاسخگوی نیازشان نیست:
چند روز پیش یک سرویس هوش مصنوعی داخلی گرفتم. هوش مصنوعی ایرانی عکس را تحلیل نمیکنند و آنهایی هم که سرویسهای هوش مصنوعی خارجی را دارند با هزینههای بسیار گزافی در دسترس هستند. همچنین محدودیت پیام زیادی دارند. عملا هیچکدام از جزوهها و هیچکدام از کتابهای دانشگاهی را نمیتوانم بخوانم. نمیدانم اگر اوضاع اینطور ادامه پیدا کند قرار است چطور امتحان بدهم.
او هنرجوی موسیقی است و گیتار میزند. این روزها ساز زدن هم برای نابینایان تعطیل شده است:
ما افرادی که موسیقی کار میکنیم باید پارتیتورهای موسیقی را به یک سری نرمافزارها میدادیم و با یک سری نرمافزارهای دیگر میخواندیم. هیچکدام از اینها در دسترس نیست و عملاً تمرینات موسیقی تعطیل شده است. ما فایلهای موسیقی اکسامال را از خارج کشور تهیه میکردیم که الان همان هم از ما گرفته شده است.
ابزارهای توصیف عکس، مورد دیگر از لیست بلندبالایی است که قطع اینترنت، آن را از نابینایان گرفته است:
اگر امروز برای من عکسی ارسال کنید نمیتوانم آن را ببینم و بفهمم چیست. اگر قبل از این عکسی برای ما ارسال میشد به نرمافزاری مثل مایآیز و انویژن و جمنای میدادیم و اطلاعات آن را در کسری از ثانیه میخواند. در بستر شبکه ملی اطلاعات هم فکری برای آن نکردهاند.
او از اینترنت طبقاتی که شاکی است و میگوید: «هر صنفی برای خودش یک اینترنت پرو دست و پا کرده است اما برای ما چیزی نیست.»
به جز اینترنت سرگرمی نداشتیم، آن هم از بین رفت
بهگفته او اینترنت تا پیش از قطعی، علاوه بر ابزار شغلی و فعالیتهای روزمره، ابزار سرگرمی آنها هم بوده است:
ما نابینایان هر چه سرگرمی داشتیم در اینترنت بوده و همه آنها امروز از ما گرفته شده است. ما مثل آدمهای عادی نیستیم که برویم قدم بزنیم، بدویم، فوتبال بازی کنیم و تفریح و گردش کنیم. اگر شرایط همینطور ادامه پیدا کند تنها قربانیانش و کسانی که هیچوقت نمیتوانند از جایشان بلند شود نابینایان هستند. البته دوستان معلول دیگر هم چالشهایی دارند اما آسیبپذیرترین قشر این جامعه نابینایان هستند.
فاضل در انتها از قطع شدن ارتباطات میان نابینایان گلایه میکند و میگوید:
دوستان نابینای ما دائما با یکدیگر ارتباط برقرار میکردند تا روشهای استقلال را یاد بگیرند. مسائل مختلف بهروز میشود و شما بهعنوان یک فرد نابینا باید هر روز در حال آموزش باشید تا بتوانید مستقل زندگی کنید اما امروز عملاً ارتباطمان با دوستان قطع شده است. نمیتوانیم سوال بپرسیم و کمک بگیریم. جمع کردن گروههای قبلی در پیامرسانهای داخلی کار دشواری است.