در تاریخ ۱۹ دسامبر ۱۹۷۲، ماژول فرمان آپولو ۱۷ در اقیانوس آرام درون آب فرود آمد و به آخرین مأموریت انسان به ماه پایان داد. اما حدود ۵۴ سال طول کشید تا انسان دوباره راهی قمر زمین شود. فضانوردان مأموریت آرتمیس ۲ چند روز دیگر دور ماه گردش می‌کنند. اما چرا اینقدر طول کشید تا بشر دوباره به‌سوی ماه برود؟

پایان مأموریت آپولو ۱۷ نه‌تنها خاتمه‌ای برای یک مأموریت بود، بلکه یک عصر را به انتها رساند. در میان سال‌های ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۲، ۱۲ فضانورد از طریق شش فرود جداگانه روی ماه قدم گذاشتند. حالا حدود نیم قرن بعد، ناسا با مأموریت‌های آرتمیس به‌دنبال بازگشت به ماه است.

مأموریت آرتمیس ۲ که اخیراً پرتاب شد، چهار فضانورد را به دور قمر زمین می‌برد، اما روی آن فرود نمی‌آید. منتها پاسخ به این سؤال که چرا ۵۰ سال طول کشید تا آمریکایی‌ها دوباره به ماه بروند، ساده نیست. این قضیه بیشتر از آنکه مربوط به فناوری باشد، مرتبط با سیاست‌های ایالات متحده، پول و پشتیبانی جهانی است. برای شروع می‌توان به وضعیت خود آپولو اشاره کرد: این برنامه به‌شکلی طراحی نشده بود که ادامه‌دار باشد.

«جان اف. کندی»، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، در تاریخ ۲۵ مه ۱۹۶۱ در نشستی مشترک در کنگره متعهد شد تا پیش از پایان دهه پای انسان را به ماه برساند. پس از ترور او در سال ۱۹۶۳، رئیس‌جمهور بعدی قول داد که به عهد کندی وفا کند. اما افزایش هزینه‌های جنگ ویتنام و اصلاحات داخلی تمایل او را برای تکمیل برنامه‌اش کاهش داد.

بودجه ناسا در سال ۱۹۶۶ به اوج خود رسید و پیش از به موفقیت رسیدن برنامه آپولو نزولی شد. تلاش‌ها برای افزایش بودجه سازمان نیز به در بسته خورد و برخی از مأموریت‌ها را لغو کرد. درنهایت برنامه آپولو در سال ۱۹۷۲ به پایان رسید، نه چون شکست خورده بود، بلکه به‌دلیل اینکه کارش را انجام داده بود.

اکتشافات در ماه نیازمند هماهنگی مالی و سیاسی است

اکتشاف پایدار نیازمند تعهد سیاسی باثبات، تخصیص بودجه قابل‌پیش‌بینی و هدفی روشن و درازمدت است. با پایان برنامه آپولو، ایالات متحده نتوانست این سه مؤلفه را حفظ کند. سیاست‌گذاران از ناسا پرسیدند که هدف بعدی کجاست. در سال ۱۹۷۲، «ریچارد نیکسون»، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، از این سازمان فضایی خواست شاتل فضایی را بسازد. این پروژه تمرکز ناسا را از اکتشافات در اعماق فضا به سمت مدار زمین معطوف کرد.

شاتل فضایی که به‌عنوان یک «وانت فضایی» با قابلیت استفاده مجدد شناخته می‌شد، قرار بود دسترسی به مدار را روتین و ارزان کند. اما معلوم شد که این فضاپیما پیچیدگی‌های زیادی دارد و حادثه‌های بسیاری داشت. در یکی از این حادثه‌ها ۱۴ فضانورد جان باختند.

هشت سال پس از آغاز برنامه شاتل فضایی، برخی از فعالان صنعت فضایی به این باور رسیده بودند که زمان بازگشت آمریکا به ماه فرارسیده و حتی می‌توان به سفر به مریخ فکر کرد. در تاریخ ۲۰ ژوئیه ۱۹۸۹، «جورج اچ.دبلیو. بوش»، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، برنامه اکتشافات فضایی (SEI) را اعلام کرد.

هدف این برنامه تعهدی بلندمدت برای ساخت «ایستگاه فضایی آزادی»، بازگرداندن فضانوردان به ماه برای ماندن در آنجا و ارسال انسان به سیاره سرخ بود. اما برآورد هزینه‌ها برای SEI به صدها میلیارد دلار می‌رسید و در آخر منجر به شکست این برنامه شد. عدم حمایت کنگره از این طرح، در کنار برخی عوامل دیگر، باعث شد دولت «بیل کلینتون» SEI را لغو کند.

در دهه ۱۹۹۰، پروژه ایستگاه فضایی بین‌المللی (ISS) اولویت اکتشافات را بر حضور در مدار پایینی زمین قرار داد. شاتل فضایی به وسیله‌ای برای ساخت این ایستگاه بدل گشت و فضانوردان را به این پایگاه مداری می‌بُرد.

در سال ۲۰۰۳، فاجعه کلمبیا – که طی آن یک شاتل فضایی در تگزاس سقوط کرد و منجر به مرگ سرنشینانش شد – دوباره تغییراتی در سیاست‌گذاری‌های فضایی آمریکا ایجاد کرد. رئیس‌جمهور «جورج دبلیو. بوش» برنامه «چشم‌انداز اکتشافات فضایی» را اعلام کرد.

هدف این برنامه بازسازی توانایی ناسا برای رسیدن به ماه بود و نیم‌نگاهی به مریخ برای مأموریت‌های آینده داشت. اما ارزیابی‌های مستقل نشان داد که هزینه‌ها و زمان‌بندی‌های این برنامه غیرواقع‌بینانه بوده است. کنگره هرگز از این طرح به‌طور کامل حمایت مالی نکرد و دولت اوباما در سال ۲۰۱۰ آن را لغو نمود.

این چرخه تکراری از پروژه‌هایی که لغو شدند، نشان می‌دهد که چه محدودیت‌هایی برای تأمین بودجه اکتشافات ماه وجود داشته است. برنامه پایدار برای سفر به ماه نیازمند تعهدی مستحکم میان بخش‌های مختلف دولت است. اما تأمین بودجه به رقابت سالانه با سایر بخش‌ها مثل حوزه دفاعی، سلامت و اجتماعی نیاز دارد تا بتواند آینده خود را تضمین کند. تغییرات قدرت و رهبری بخش‌های مختلف کنگره و دولت هم بیش از پیش کار را برای ادامه این برنامه‌ها سخت می‌کند.

از سوی دیگر، برخی می‌پرسند که اصلاً چرا باید به ماه بازگشت؟ هدف برنامه آپولو عمدتاً ژئوپولیتیک بود و پس از جنگ سرد دیگر توجیه قانع‌کننده‌ای در این زمینه وجود نداشت. به‌علاوه، آنچه از مأموریت‌های انسانی به فضا برای جامعه علمی به‌دست می‌آید، نسبت به مأموریت‌های رباتیک کمتر است و پرستیژ پروژه‌ها نتوانسته بود بودجه لازم را تأمین کند.

چرا برنامه آرتمیس موفق شد چرخه تکراری قبلی را بشکند؟

شاید سؤال بهتر این باشد که چرا برنامه آرتمیس توانسته از این الگوی شکست فرار کند؟ ناسا می‌گوید ارسال فضانورد به ماه و حضور پایدار در آنجا به محققان کمک می‌کند تا شیوه زندگی و کار روی یک کره دیگر را بیاموزند و برای مأموریت به مریخ آماده شوند.

ناسا همچنین تأکید دارد که برنامه آرتمیس از طریق همکاری‌های تجاری با بخش خصوصی و شرکای بین‌المللی ساخته می‌شود. «پیمان آرتمیس» بخشی از همین همکاری‌هاست که می‌خواهد مجموعه‌ای از اصول استفاده از ماه و سایر اهداف فضای بیرونی را مشخص کند.

برنامه آرتمیس همچنان پرهزینه است و در برابر ریسک‌های مختلفی ازجمله در حوزه بودجه و اولویت‌ها قرار دارد، اما حداقل روی کاغذ توانسته این ریسک‌ها را در قسمت‌های گوناگون بخش عمومی، خصوصی و حتی کشورهای دیگر توزیع کند و پایگاه گسترده‌ای از حامیان سیاسی داشته باشد.

اگر برنامه آرتمیس موفق شود، دلیلش این است که همه مشوق‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و علمی به‌شکلی پایدار با یکدیگر همسو شده‌اند. اما فعلاً باید صبر کنیم و ببینیم چه زمانی می‌توانیم شاهد قدم‌گذاشتن دوباره انسان بر سطح تک قمر زمین باشیم.