امروز، ۸ فروردین ۱۴۰۵، نقطه عطفی تلخ در تاریخ دیجیتال ایران رقم خورد. دقیقاً یک ماه از ۹ اسفندماه ۱۴۰۴ می‌گذرد؛ روزی که دکمه قطع اینترنت برای بار سوم در کمتر از چند ماه فشرده شد. اکنون و با گذشت بیش از به ۶۷۰ ساعت، ایران طولانی‌ترین دوره قطع سراسری اینترنت خود را تجربه می‌کند. خاموشی که نه‌تنها ارتباطات را سلب کرده، بلکه نفس اقتصاد و معیشت میلیون‌ها ایرانی را به شماره انداخته است.

نت‌بلاکس ساعاتی پیش گزارش کرد که با گذشت ۴ هفته کامل، مدت‌ زمان تاریکی دیجیتال در ایران از ۶۷۲ ساعت گذشته است.

این سومین باری است که در عرض چند ماه، ارتباطات دیجیتال در ایران قطع می‌شود؛ اما این بار فرق اساسی با دفعات قبل دارد. اولین قطع سراسری به دوره ۱۲ روزه جنگ ایران و اسرائیل بازمی‌گردد؛ رویدادی که نسبتاً کوتاه بود و بعد از ۴ روز حداقل ارتباطات ثابت تا حدودی برقرار شد، اما هشداری جدی برای وابستگی زیرساخت‌های کشور به فضای مجازی بود. دومی در دی ماه امسال رخ داد و دوباره جامعه را به مدت ۲۰ روز (از ۱۸ دی تا ۸ بهمن ۱۴۰۴) با شوک قطع ارتباطات مواجه کرد. اما اکنون، در سومین دوره و در پیوند با جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، شاهد طولانی‌ترین و پایدارترین قطع سراسری اینترنت در تاریخ کشور هستیم که وارد سی‌ویکمین روز خود شده است. این قطعی سوم یک پیام دیگر هم دارد: قبح قطع اینترنت به تمامی و کاملاً شکسته و به در دسترس‌ترین ابزار در مواجهه با بحران تبدیل شده است. یعنی درست همان چیزی که همواره نگرانش بودیم.

عدد ۶۷۰ ساعت شاید در نگاه اول، آماری خشک به نظر برسد، اما وقتی به زندگی واقعی مردم ترجمه ‌شود، معنای دیگری پیدا می‌کند. ۶۷۰ ساعت عدم دسترسی به اطلاعات و اخبار جهان، ۶۷۰ ساعت قطع ارتباط با خانواده و دوستان، و ۶۷۰ ساعت توقف چرخش چرخ اقتصاد دیجیتال. این موارد را نمی‌توان و نباید دست کم گرفت. اینها اولیات و اولویت‌های زندگی مدرن هستند و بدون این ارتباطات، عملاً زندگی مدرن جریان ندارد و نوعی گیجی و سردرگمی بر فضای جامعه حکم‌فرما می‌شود.

خسارات این قطع طولانی‌مدت به مردم و اقتصاد کشور آن‌قدر سنگین است که شاید سال‌ها زمان برای جبران آن نیاز باشد. بر اساس برآوردهای قبلی، می‌توان گفت قطع اینترنت در این یک ماه بین ۶۰ تا ۹۰ هزار میلیارد تومان آسیب مستقیم به اقتصاد دیجیتال وارد کرده است. اما از سوی دیگر، کسب‌وکارهای آنلاین که در سال‌های اخیر به عنوان پناهگاهی برای اشتغال و معیشت خانواده‌ها تبدیل شده بودند، اکنون در برابر این سد دیجیتال بی‌دفاع مانده‌اند. در شرایطی که نهادهای صنفی مانند اتاق بازرگانی و نظام صنفی رایانه‌ای و دانشگاه‌ها، راهکارهایی را برای برقراری دسترسی اعضا به اینترنت دنبال می‌کنند و در برخی موارد نیز به نتیجه رسانده‌اند، آسیب‌پذیرترین قشر در این میان، کسب‌وکارهای کوچک خانگی و اینستاگرامی هستند.

صدها هزار نفر از هموطنان ما که در شرایط اقتصادی سخت، راه درآمد خود را در فروشگاه‌های اینترنتی، پیج‌های فروش و خدمات فریلنسری در فضای مجازی پیدا کرده بودند، اکنون با واقعیت تلخ و نزدیک «ورشکستگی» روبرو هستند. برای این قشر، اینترنت تنها یک ابزار تفریحی نیست؛ بلکه شریان حیاتی بقاست. تداوم این قطعی، به معنای از دست رفتن مشتریان، نابودی اعتبار و در نهایت تعطیلی کامل این کسب‌وکارهاست.

اکنون و در حالی که نزدیک به یک ماه از زندگی دیجیتال ایرانیان محو شده است، صدای این کسب‌وکارها و مردم عادی از دل این خاموشی به گوش نمی‌رسد. هر چند قرار داشتن کشور در شرایط جنگی این محدودیت‌ها را توجیه می‌کند؛ اما باید به فکر فردا هم بود. اگر جنگ بیش از این طول بکشد چه؟ زندگی مردم و پایداری کسب‌وکارها را چطور باید حفظ کرد؟

از سوی دیگر، فردای پس از جنگ نیز موضوعی است که باید هم‌اکنون به آن اندیشید. آسیبی که قطع اینترنت به مردم و کسب‌وکارها می‌زند، به اندازه خود جنگ سهمگین خواهد بود و روزی که جنگ پایان یابد، قطعاً حمایت‌های دولتی که در قالب وام به کسب‌وکارها داده می‌شود،‌ چندان دردی از آنان دوا نخواهد کرد. حمایت‌هایی که معمولاً شامل آسیب‌پذیرترین کسب‌وکارها نیز نمی‌شود.