رضا الفت‌نسب، رئیس اتحادیه کشوری کسب‌وکارهای مجازی در یادداشتی که در اختیار دیجیاتو قرار داده، با مرور تجربه جنگ اوکراین، به اقداماتی که کسب‌وکارها باید برای بقا انجام دهند اشاره کرده است.

این روزها که محدودیت‌های اینترنتی دوباره به یکی از دغدغه‌های اصلی کسب‌وکارهای آنلاین در ایران تبدیل شده، به‌نظرم قبل از هر تحلیل و قضاوتی، بهتر است یک قدم به عقب برگردیم و یک سؤال ساده بپرسیم:
آیا جایی در دنیا شرایطی شبیه ما تجربه شده است؟

بله. نزدیک‌ترین نمونه، تجربه جنگ روسیه و اکراین است. جایی که نه‌فقط زیرساخت‌های فیزیکی، بلکه زیرساخت‌های دیجیتال و ارتباطی هم دچار اختلال جدی شدند. به همین دلیل، فکر می‌کنم بررسی این تجربه، نه از سر کنجکاوی، بلکه برای تصمیم‌گیری امروز ما ضروری است.

ریسک‌های انباشته؛ از رگولاتوری تا محدودیت پلتفرم‌ها

در سال‌های گذشته، ما در ایران بارها با چالش‌هایی در حوزه رگولاتوری، محدودیت‌های پلتفرمی و عدم قطعیت در سیاست‌گذاری مواجه بوده‌ایم.

خیلی از کسب‌وکارها عملاً در فضایی رشد کردند که همیشه یک «ریسک پنهان» در آن وجود داشت:

ریسک قطع دسترسی، تغییر ناگهانی قوانین یا محدود شدن ابزارهای کلیدی.

شاید تا قبل از این، این ریسک‌ها بیشتر به‌عنوان یک مزاحمت تلقی می‌شدند، اما امروز به نظر می‌رسد که باید آن‌ها را به‌عنوان یک واقعیت ساختاری بپذیریم.

تجربه جنگ در اروپای شرقی نشان داد که این نوع ریسک‌ها، اگر محقق شوند، می‌توانند در مدت بسیار کوتاهی کل مدل کسب‌وکار را زیر سؤال ببرند.

فروپاشی مدل‌های وابسته به زیرساخت جهانی

در اوکراین، پیش از جنگ، تجارت الکترونیکی در مسیر رشد بود. بسیاری از کسب‌وکارها بر پایه ابزارهای جهانی، شبکه‌های اجتماعی بین‌المللی و زیرساخت‌های نسبتاً پایدار شکل گرفته بودند.

اما با شروع جنگ، چند اتفاق هم‌زمان افتاد:

  • تقاضای مصرف‌کننده به‌شدت کاهش پیدا کرد
  • زنجیره تأمین دچار اختلال شد
  • لجستیک به یک مسئله حیاتی تبدیل شد
  • و دسترسی به زیرساخت‌های دیجیتال با نااطمینانی همراه شد

نتیجه این بود که خیلی از کسب‌وکارها، حتی اگر مشتری داشتند، عملاً امکان خدمت‌رسانی نداشتند.

بازتعریف رفتار مشتری در شرایط بحران

یکی از نکاتی که برای من در این تجربه بسیار قابل توجه است، تغییر رفتار مشتری است. در شرایط بحران، دیگر کسی دنبال بهترین قیمت یا بهترین تجربه خرید نیست. اولویت‌ها کاملاً تغییر می‌کند:

«خرید، از یک انتخاب مصرفی، به یک تصمیم مبتنی بر ضرورت تبدیل می‌شود.»

این یعنی بسیاری از دسته‌های کالایی حذف می‌شوند و بازار کوچک‌تر، متمرکزتر و سخت‌تر می‌شود.

سادگی به‌عنوان مزیت رقابتی

اگر بخواهم یکی از مهم‌ترین درس‌های این تجربه را خیلی ساده بگویم، این است: «در شرایط بحران، کسب‌وکارهای پیچیده دوام نمی‌آورند.»

آن طور که در منابع ذکر شده در اوکراین، کسب‌وکارهایی که زنده ماندند، لزوماً بزرگ‌ترین یا پیشرفته‌ترین‌ها نبودند؛ بلکه آن‌هایی بودند که سریع‌تر توانستند:

  • سبد محصول خود را ساده کنند
  • کانال‌های فروش را تغییر دهند
  • و به روش‌های مستقیم‌تر با مشتری ارتباط بگیرند

در عمل، بسیاری از فروش‌ها به پیام‌رسان‌ها، تماس تلفنی و شبکه‌های محلی منتقل شد.

چرخش استراتژیک؛ از بازار جهانی به بازار داخلی

یکی دیگر از تغییرات مهم، حرکت اجباری کسب‌وکارها از بازار جهانی به بازار داخلی بود. وقتی دسترسی به ابزارها و پلتفرم‌های بین‌المللی محدود شد، کسب‌وکارها ناچار شدند:

  • روی مشتریان فعلی تمرکز کنند
  • شبکه‌های توزیع محلی ایجاد کنند
  • و وابستگی خود را به بیرون کاهش دهند

این شاید در نگاه اول یک عقب‌گرد به نظر برسد، اما در واقع یک تصمیم هوشمندانه برای بقا بود. البته این تجربه خیلی در خصوص بازار ما صدق نمی‌کند. متأسفانه در تمامی این سال‌ها با وجود تحریم‌های ظالمانه نتوانستیم به بازارهای بین‌الملل دسترسی پیدا کنیم.

آینه‌ای برای امروز ایران

اگر بخواهم صادقانه بگویم، شباهت‌ها کم نیست. ما هم سال‌هاست که با نوعی «نااطمینانی ساختاری» در حوزه دیجیتال مواجهیم؛ از تغییرات رگولاتوری گرفته تا محدودیت پلتفرم‌ها و اختلال در دسترسی.

انتخابی میان بقا و اصرار بر گذشته

در چنین شرایطی، به نظر می‌رسد کسب‌وکارهای آنلاین در ایران با یک انتخاب جدی روبه‌رو هستند:

  • ادامه دادن با مدل فعلی و امید به بازگشت شرایط
  • یا بازطراحی مدل کسب‌وکار بر اساس سناریوهای محدودتر

تجربه جنگ نشان می‌دهد که مسیر دوم، هرچند سخت‌تر، اما واقع‌بینانه‌تر است.

در این یادداشت تلاش کردم با مرور تجربه ، بیشتر بر اقداماتی که خود کسب‌وکارها باید برای بقا انجام دهند تمرکز کنم؛ از ساده‌سازی مدل تا تغییر کانال و تمرکز بر بازار داخلی. اما واقعیت این است که این تصویر کامل نیست.

بخش مهم دیگری از این معادله، به نقش حاکمیت، سیاست‌گذاری و تنظیم‌گری برمی‌گردد؛ اینکه چه زیرساختی فراهم شود، چه ثباتی در قواعد ایجاد شود و چگونه می‌توان هزینه‌های این گذار را برای کسب‌وکارها کاهش داد.

به همین دلیل، به نظرم لازم است در مجالی دیگر، به‌طور مشخص به وظایف و انتظارات از حاکمیت در چنین شرایطی هم پرداخته شود.

مزیت رقابتی در عصر بی‌ثباتی

تجربه برای ما فقط یک روایت از یک بحران دور نیست؛ یک آینه است. آینه‌ای که نشان می‌دهد اگر زیرساخت، دسترسی و قواعد بازی تغییر کند، چه اتفاقی برای کسب‌وکارها می‌افتد.

شاید مهم‌ترین نکته‌ای که بتوان از این تجربه گرفت این باشد:

«در دنیای امروز، مزیت رقابتی نه در داشتن بهترین تکنولوژی، بلکه در توانایی تطبیق با بدترین سناریوهاست.»

و این همان چیزی است که کسب‌وکارهای ما، بیش از هر زمان دیگری، به آن نیاز دارند.