قطع دسترسی به اینترنت آن هم برای زمانی طولانی، آینده اقتصادی و اجتماعی ایران را میتواند تهدید کند. این را رسول قنبری، پژوهشگر اقتصادی به دیجیاتو میگوید. در روزهایی که اقتصاد دیجیتال به عنوان بازوی کمکی برای افزایش تابآوری جامعه در شرایط بحرانی عمل میکند، محدودیتهای ارتباطی هم مردم و هم کسبوکارها را اذیت میکند.
با قطع دسترسی کسبوکارها به زیرساختهای بینالمللی، آنها عملا با چالشهای ریز و درشتی روبه رو شدهاند. این روند فرسایشی، اندوختههای مالی شرکتها را به دلیل افت شدید فروش و تخریب ترافیک ارگانیک تحت تاثیر قرار داده و چشمانداز سرمایهگذاری در این حوزه را تاریکتر از همیشه کرده است.
اگر با این روند قطع اینترنت، پلتفرمها از بین رفته بودند و در جنگ اخیر چیزی به نام اقتصاد دیجیتال وجود نداشت با چه شرایطی روبه رو بودیم؟ قنبری در پاسخ به این سوال دیجیاتو میگوید در نبود توسعه اقتصاد دیجیتال و با قطعیهای مکرر اینترنت، دسترسی به کالاها و خدمات اساسی دشوارتر میشد، اما این به معنای توقف کامل مبادلات نیست، چون مبادلات سنتی همچنان در کوچه و خیابان و بازار جریان دارند.
او یادآور میشود پلتفرمهای دیجیتال در واقع تسهیلکننده این مبادلات هستند، نه ایجادکننده آنها؛ یعنی حتی بدون اینترنت، مردم میتوانستند به روشهای سنتیتر، کالاها و خدمات مورد نیاز خود را تهیه کنند:
با این حال، اینترنت و پلتفرمهای دیجیتال مسیر رسیدن به این کالاها و خدمات را بهنحو چشمگیری سادهتر کردهاند. قطع اینترنت، این مسیر سادهشده را مختل کرده و چالشهای متعددی را به وجود آورده است. بدون پلتفرمها، مردم مجبور میشوند برای یافتن کالاها و خدمات، زمان و انرژی بیشتری صرف کنند و فرایند خرید و دریافت خدمات پیچیدهتر میشود.
قنبری از مشکل اپلیکیشن دو بانک بزرگ کشور طی روزهای اخیر به عنوان نمونه یاد میکند که منجر به صف طویل در شعب برای سادهترین امور مثل انتقال وجه شده بود.
او در ادامه به نقش پلتفرمها در چند حوزه کلیدی اشاره میکند و میگوید: «پلتفرمهای نقشه و مسیریاب با ارائه اطلاعات بهروز در مورد وضعیت جادهها، مناطق امن و مسیرهای جایگزین، به افراد کمک کردهاند تا از مناطق جنگی دور شوند و مسیرهای امن را شناسایی کنند؛ این امر بهویژه برای افرادی که قصد جابهجایی دارند، بسیار حیاتی بوده است. در کنار این، پلتفرمهای فریلنسینگ و دورکاری به برخی امکان دادهاند تا در شرایط جنگی نیز به کار خود ادامه دهند و درآمد کسب کنند. پلتفرمهای تاکسیاینترنتی و موتوری نیز با ارائه خدمات حملونقل، به حفظ درآمد رانندگان و پیکها کمک کردهاند. تأمین نیازهای اساسی نیز از طریق پلتفرمهای سفارش غذا، دارو و سایر کالاهای اساسی تسهیل شده است و در شرایطی که دسترسی به فروشگاهها و مراکز عرضه محدود است، افراد میتوانند نیازهای خود را برآورده کنند.»

این پژوهشگر اقتصادی البته تاکید میکند این پلتفرمها نمیتوانند بهتنهایی تمام مشکلات ناشی از جنگ را حل کنند؛ دسترسی به اینترنت و گوشیهای هوشمند همچنان برای بسیاری از افراد محدود است و برخی از خدمات ممکن است در مناطق جنگی در دسترس نباشند.
دردسرهای قطع اینترنت برای پلتفرمها
به اعتقاد او در شرایط فعلی و به علت قطع اینترنت، پلتفرمهای ایرانی با چالش بزرگی روبه رو شدهاند و مجبورند بسیاری از ماژولها و خدمات خود را از نو بنویسند و به شبکه داخلی منتقل کنند. به عبارتی، چرخ را از نو اختراع میکنند:
نمونه بارز این موضوع، سرویس اعلان دریافت پیام در پیامرسانهای داخلی است که با قطع اینترنت از کار افتاده و تجربه کاربری را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. این بازنویسی و انتقال، نیازمند زمان، منابع و تخصص چشمگیری است و به دلیل محدودیتهای زیرساختی و فنی، سرعت و کارایی خدمات را نیز کاهش میدهد.
قنبری در ادامه با تاکید بر اینکه شبکه داخلی جایگزین کاملی برای اینترنت جهانی نیست، به مشکلات کسبوکارها در این شرایط اشاره میکند: «این شبکه در ابتدا برای ارتباطات داخلی سازمانها و برخی سرویسهای محلی طراحی شده و توانایی ارائه دامنه وسیعی از خدمات را ندارد. بهعلاوه، زیرساختهای فنی و ظرفیتهای آن محدود هستند. مشکل اساسی دیگر این است که بسیاری از ماژولها و سرویسهای کلیدی پلتفرمهای دیجیتال در ایران، بهصورت آماده از کتابخانهها و APIهای خارجی بهره میبرند. وقتی اینترنت قطع میشود، این اجزای خارجی بهسرعت از دسترس خارج میشوند و کسبوکارها مجبورند یا بهسرعت نسخههای داخلی و جایگزین را توسعه دهند یا بهصورت موقت سرویس را متوقف کنند.»
قطع اینترنت شبکه را امن نمیکند
او یادآور میشود در عصر اینترنت ماهوارهای، شبکه داخلی از حمله هم مصون نیست. با استفاده از اینترنت ماهوارهای و تونل زدن به یک سرور داخلی، امنیت شبکه داخلی نیز بهچالش کشیده میشود. در زمان جنگ یا بحرانهای بزرگ، حملات سایبری میتوانند بهسرعت به زیرساختهای داخلی نفوذ کنند و سرویسهای حیاتی را مختل کنند. قطع اینترنت قرار نیست شبکه را امن کند، بلکه دیوارههای آتش و سیستمهای امنیتی است که این کار را خواهند کرد.

تبعات قطع اینترنت برای اقتصاد دیجیتال
قنبری در پاسخ به سوال دیجیاتو که قطع اینترنت برای مدت طولانی چه تبعاتی برای اقتصاد دیجیتال دارد، میگوید این مسئله، ضربهای چند طرفه به تن نحیف اقتصاد دیجیتال در ایران وارد میکند. نخستین ضربه، قطع دسترسی مستقیم به مشتریان خارجی بود؛ تمام سرویسها و نیز فریلنسرهایی که پیش از این بهدلیل دریافت درآمد دلاری به بازارهای بینالمللی وابسته بودند، ناگهان درگیر هیچ راه ارتباطی با خریداران خارج از مرزها نداشتند و این امر نه تنها منجر به از دست رفتن درآمدهای ارزی شد، بلکه فرصتهای رشد و گسترش برندهای ایرانی را نیز بهسختی تحتالشعاع قرار داد.
در کنار این، بهدلیل عدم توانایی در بهروزرسانی و ارسال سیگنالهای جدید به موتورهای جستجو، سئوی بسیاری از وبسایتهای داخلی بهسرعت تخریب شد و نتایج جستجوهای ارگانیک که پیش از این منبع مهمی برای جذب بازدیدکنندگان و تبدیل آنها به مشتریان بودند، بهسرعت کاهش یافت و بازدیدهای ارگانیک بهصورت چشمگیری سقوط کرد.
این کاهش بازدید، بهویژه برای کسبوکارهایی که خدماتشان بهصورت ضروری شناخته نمیشود، فشار مضاعفی ایجاد کرد؛ آنها که پیش از این به ترافیک مستمر و تعاملهای آنلاین متکی بودند، با کاهش شدید فعالیتهای دیجیتال مواجه شدند و بهسرعت مجبور به کاهش یا حتی توقف عملیات شدند.
بازار کسبوکارهای خانگی آنلاین نیز تحت تأثیر این قطعی قرار گرفت و فروشندگان محصولات دستساز، فروشندگان مواد غذایی محلی و سایر کارآفرینان کوچک که بهطور کامل به شبکههای اجتماعی برای نمایش، فروش و ارسال کالاها وابسته بودند.

به گفته وی مجموعه محدودیتهای اخیر، بهویژه قطع مکرر اینترنت، در حال ایجاد یک بحران جدی برای کسبوکارهای اقتصاد دیجیتال ایران است و بهسرعت آنها را به سمت سقوط یا نابودی سوق میدهد:
مهمترین تأثیر قطع اینترنت، از بین رفتن چشمانداز رشد و موج گسترده اخراجهاست. همین الان هم بسیاری از شرکتها دست به تعدیل نیرو زدهاند و تا ۵۰ درصد از نیروی کار خود را کاهش دادهاند، بهویژه در حوزههایی که در نگاه مدیران ایرانی بیشتر هزینه محسوب میشوند تا سرمایهگذاری، مانند تحقیق و توسعه، برندینگ، و توسعه کسبوکار. این تعدیلها، نه تنها منجر به افزایش نرخ بیکاری و کاهش تقاضای مؤثر در اقتصاد میشود، بلکه موجب از دست رفتن تخصصها و مهارتهای ارزشمند در داخل کشور میشود.
به باور قنبری، نبود این کسبوکارها در آینده، تبعات اجتماعی گستردهای را بهدنبال خواهد داشت. از دست رفتن فرصتهای شغلی، افزایش فقر و نابرابری، کاهش نوآوری و کاهش سطح رفاه عمومی، تنها بخشی از این تبعات هستند.
او به دیجیاتو میگوید در حال حاضر، چشمانداز توسعه کسبوکار و رشد اقتصادی در ایران بهشدت تاریک شده است: «با توجه به محدودیتهای موجود و عدم وجود برنامهی مشخصی برای رفع آنها، سرمایهگذاران تمایلی به ورود به بازار ندارند و کسبوکارهای موجود نیز با عدم قطعیت روبرو هستند.»
قنبری معتقد است این وضعیت، میتواند به یک رکود طولانیمدت در اقتصاد دیجیتال ایران منجر شود و پیامدهای منفی آن، برای سالها احساس خواهد شد. در مجموع، محدودیتهای اخیر نه تنها کسبوکارهای دیجیتال را تهدید میکند، بلکه آینده اقتصادی و اجتماعی ایران را نیز به خطر میاندازد.